میخواهم بنویسم. می خواهم بروم سراغ کلید این انگشتان قفل شده که دیر زمانیست لغزیدن روی واژه ها را از یاد برده اند. کلید را بچرخانم و بمیرانم این گریز بی سبب را.
امروز ماهها گذشته است از آن روزی که حرف از چمدان بود و سفر. الان ماههاست که چمدان به دست گرفته و آمده ام. ماههاست آغازی که مدتها خیالش را در سر میپروراندم دیگر رنگ خیال ندارد.